دافنه تو رمان ربکا میگه : « یه روزی فکر میکردم اگه اون و با غریبه ای ببینم دنیا و آتیش میزنم! ولی، امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم اون کجاست...!»
ادامهی بعضی مسیرها و رابطهها، ادامهی آسیب است آسیبی که خودمان انتخاب میکنیم به خودمان بزنیم حواسمان به شواهد باشد و بیشتر از همه حواسمان به رویاپردازیهایی که ما را از دیدنِ حقیقتِ پیش رویمان، دور میکند حواسمان به خودمان و زخمهایمان باشد گاهی هیچکس در ادامهی آسیب مقصر نیست غیر از خودمان و امید واهیِ خودمان به رُخ دادنِ یک معجزهی بزرگ