از خوندن چتای قدیمی کسی که دوسش دارم متنفرم، از اینکه ببینم چقدر قبلا احمق بودم، اینکه ببینم اون ادم الان چقدر عوض شده، اینکه دیگه تو زندگیم نیست و نمیتونم باهاش حرف بزنم، اینکه من چقدر دوسش داشتمو اون چقدر با بیرحمی ترکم کرد، اینکه هنوزم دلم براش تنگ میشه، متنفرم.️
ی تتو داشت رو بدنش، «و لا تَجْعَل فی قلبي إنتظار الشيء لن یأتي یالله» ازش معنی ش رو پرسیدم گفت: خدایا در قلبم انتظار چیزی که اتفاق نمی افتد رو قرار نده.️
یادته گفتی قلبتو بده بهم منم قلبمو میدم به تو ؟ منم قبول کردم ! یادت میاد چقدر باهم سر اینکه مواظب قلبا باشیم بحث کردیم ؟ من مواظب قلبت بودم ولی تو ... یه شب گفتی دیگه نمیخوام قلبم پیشت باشه پسش بده ! یادته منم قلبتو بهت برگردوندم ؟ خب لعنتی تو چرا قلبمو برنگردوندی ؟! چرا قلبمو پس ندادی بهم که الان تا صبح بیخوابی نکشم ؟ که همش تو فکر نباشم ، که منتظر پیامت نباشم ؟ که با هر اهنگی ، هر عکسی ، هر فیلمی یادت نیوفتم ؟️