اکنون فَقَط میخواهم بروَم جایی سَر شار از آرامش به دَشتی که سکوتَش مُسَکِنی باشد برای قَلبِ بی قَرارم مَنظَره اش لیلی باشد برای دلِ مَجنونَم همانجا که غَمش زلیخای بی یوسف است و شادی اش بَله شیرین به فرهاد... ️
گر تو ثروتمند باشی، سرما یک نوع تفریح می شود تا پالتو پوست بخری، خودت را گرم کنی و به اسکی بروی… اگر فقیر باشی برعکس، سرما بدبختی می شود و آن وقت یاد می گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف متنفر باشی. کودک من! تساوی فقط در آن جایی که تو هستی وجود دارد مثل آزادی. ما تنها توی رَحِم مادر برابر هستیم.️