بخشی از او بهار بخشی از او پاییز بود حالات تازگی اش بهار صورت و صیرتش به زیبایی پرتغال ها برگ های نارنجی بود از موهاییش نگویم که جنگلی از درخت های نارنجی،زرد و قرمز است از چشمانش نگویم که همانند کندویی از عسل میان گل های بهاری است چه کنم که زبانم قاصر از تلفظ این همه زیبایی اوست او هنرمندی است که خط ها در برابرش میرقصند او همان است همان زیبایی.️
1.0
عاشقانه شعر هنری تشبیه استعاره زیبایی شناسی هنر