درست شدن آدمها؛ پایان یا شروع نسخه جدید؟:
در روانشناسی پدیدهای به نام «خطای پایان تاریخ» وجود دارد: انسان در هر مرحله فکر میکند نسخه فعلیاش نهایی است، در حالی که تغییرات آینده را دستکم میگیرد. از سوی دیگر مغز پس از هر تغییر بزرگ، خاطرات گذشته را بازنویسی میکند تا روایت زندگی منسجم بماند؛ به همین دلیل «آدم قبلی» را تقریباً مرده میبینیم. پس تمامشدن آدمها ممکن است فقط توهم پایانِ نسخه فعلی باشد، نه مرگ واقعی هویت.
راهکار:
این جمله را میتوان از لنز «خطای پایان تاریخ» دید: ما هر نسخه از خودمان را نهایی میپنداریم، اما تغییر یک فرآیند مداوم است نه نقطه پایان. شاید «درست شدن» آدمها پایان رابطه با نسخه قبلی است، نه پایان خود آدم. برای همین وقتی کسی را «درستشده» میبینی، در واقع داری شروع نسخه جدیدش را تماشا میکنی.