من اما از روزی که تو آمدی، خودم را تازه پیدا کردم.
زندگی دردِ قشنگیست،
وقتی دلیلِ تمام بیخوابیهایت یک نفر باشد.
تمام خیابانهای شهر را قدم زدهام،
شاید عطرِ موهایت از کوچهای عبور کرده باشد.
شب که میشود،
ماه را نگاه نمیکنم؛
میترسم او هم مثل من
دلش برای چشمهایت تنگ شده باشد.
نه شاعر بودم، نه اهلِ شعر؛
این تو بودی که واژهها را
روی لبهایم نشاندی.
اگر روزی از من پرسیدند️