.....️
دیگر حتی رگهای آبیِ زیر پوست هم توان تپیدن نداشتند. قلب، مُردد میان مرگ و زندگی، آخرین تیک هایش را زمزمه میکرد. نفسها کوتاه و بریدهبریده، گویی هوای زمین هم برای این حجم از اندوه، کم آمده ، چشمانم، قرنها بود که خشکیده بودند، نه از بیاشکی، که از سنگینی بارِ تمام اشکهای نریخته. در این برهوت بیانتهای روح، تنها انتظارِ هیچ، دارایی من بود. و میدانستم، هیچگاه، حتی سایهای از امید، بر این ویرانه نخواهم دید.
.....️
.....️
3.6
غمگین روانشناسی آنهدونیا اندوه عمیق احساس پوچی ناامیدی مطلق این متن عمیقاً به وضعیت «آنِهدونیا» یا ناتوانی در ...
وَقتی آب از سرم گذشت..
دیگه وَجَب هایش را نشمُردم....🖤️
دیگه وَجَب هایش را نشمُردم....🖤️
4.5
غمگین فلسفی آب از سر گذشتن ناامیدی مطلق بیخیالی در برابر بحران دست کشیدن از سنجش در روانشناسی پدیدهای به نام «درماندگی آموختهشده»...
اگه الان یه جادوگر بیاد بهم سیب سمی تعارف کنه گاز میزنم.️
-
طنز غمگین افکار خودکشی ناامیدی مطلق شوخی تلخ سیب سمی در روانشناسی، پدیدهای به نام «خودویرانگری جبرانی»...
مشابه ها