دیگر وجبهایش را نشمردم: حس رهایی از ناامیدی:
در روانشناسی پدیدهای به نام «درماندگی آموختهشده» وجود دارد: وقتی فرد با بحرانی روبهرو میشود که از کنترلش خارج است، از سنجیدن عمق فاجعه دست میکشد. جالب اینجاست که دقیقاً در همین لحظه، مقاومت ذهنی فرو میریزد و همزمان آرامشی عجیب پدید میآید. آیا این همان نقطهای نیست که بقا از آن آغاز میشود؟
راهکار:
این حس که دیگر عمق فاجعه را نمیسنجی، در واقع پیامی از ضمیر ناخودآگاه است: «بقا مهمتر از اندازهگیری است». شاید این همان نقطهای باشد که ذهن تصمیم میگیرد شنا کند، نه غرق شود.