بیحسی عاطفی؛ وقتی نه لبخند میماند نه اشک:
در روانشناسی به این حالت «بیاحساسی عاطفی» یا تختشدن عاطفه میگویند؛ مغز برای فرار از درد طاقتفرسا، مدار پاداش و هیجان را خاموش میکند. جالب اینجاست که این وضعیت اغلب با افسردگی پنهان و کاهش دوپامین همراه است، نه با «بیخاصیت بودنِ» انسان. آیا این سکوتِ درون، خودش یک زبان نیست؟
راهکار:
این بیت را میتوان تصویری از «خاموشی سیستم هیجانی» دانست؛ ادامهاش را با یک حسِ ملموسِ بیرونی پیوند بزن، مثلاً «نه از بغض خبر دارم نه از فریاد» تا تناقض درون با جهان بیرون ملموستر شود.