گذشته برنمیگردد؛ آنچه گذشت بازگشت ندارد:
در فیزیک، فقط یک دلیل وجود دارد که گذشته برنمیگردد: قانون دوم ترمودینامیک. در دنیای مولکولها، همه اتفاقات در هر دو جهت ممکناند؛ اما «انتروپی» یا بینظمی همیشه افزایش مییابد و به همین خاطر زمان فقط به جلو حرکت میکند. اگر قرار بود گذشته برگردد، باید بینظمی جهان کم میشد — چیزی که تا به حال در هیچ آزمایشی دیده نشده است. پس این جمله فقط یک حسرت شاعرانه نیست؛ یک قانون فیزیکی است. سؤال: آیا اگر گذشته برمیگشت، واقعاً همانطور که بود تجربهاش میکردیم؟
راهکار:
به جای نگاه به گذشته بهعنوان چیزی از دسترفته، میتوان آن را «سکوی پرش» دید: همهی تجربهها و خطاهای قبلی، دقیقاً همان موادی هستند که امروز از آن تصمیم میسازیم. این جمله میتواند هشدار باشد، نه حسرت؛ یادآوری باشد که فقط «حال» جای تغییر است.