جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

دل مردگی

8 پست
متن های دل مردگی / بهترین متن دل مردگی [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
نصب برنامه اندروید تاوبیو
اما ای عزیز من اگر من مردم گریه نکن
من خیلی وقت پیش مرده بودم️
2.8
غمگین فلسفی دل مردگی مرگ عاطفی پایان عشق بی‌احساسی
آیا می‌دانستید در روانشناسی به این حالت «مرگ روانی...

دل مردگی و مرگ عاطفی در یک بیت:

آیا می‌دانستید در روانشناسی به این حالت «مرگ روانی» یا «بی‌حسی عاطفی» می‌گویند؟ مغز برای محافظت از خود در برابر درد عاطفی شدید، سیستم پاداش را خاموش می‌کند و فرد احساس می‌کند قبلاً مرده است. این همان چیزی است که شعر «من خیلی وقت پیش مرده بودم» به آن اشاره دارد. سوال: آیا تا به حال چنین احساسی داشته‌اید؟

راهکار:

این بیت را می‌توان با مفهوم «مرگ اختیاری» در عرفان مقایسه کرد. برای درک عمیق‌تر، خواندن غزلیات مولانا با مضمون «بمیرید بمیرید» پیشنهاد می‌شود.

مشابه ها
دلت که مرده باشه دیگه هیچی تو دنیا خوشحالت نمیکنه🚶🏻‍♀️💔️
2.7
غمگین روانشناسی دل مردگی بی حسی عاطفی افسردگی پنهان احساس پوچی بعد از شکست
این بی‌حسی عاطفی که توصیف می‌کنی در روان‌پزشکی «آن...

حس دل‌مردگی؛ وقتی هیچ چیز خوشحالت نمی‌کند:

این بی‌حسی عاطفی که توصیف می‌کنی در روان‌پزشکی «آنهدونیا» نام دارد؛ ناتوانی در تجربه لذت که مستقیماً به اختلال در مسیر دوپامین مغز مرتبط است. جالب اینجاست که در فلسفه رواقی، این حالت نه یک فروپاشی بلکه یک سپر دفاعی برای رسیدن به آرامش ذهن تعبیر می‌شد. به نظرت این مکانیسم بقاست یا یک بن‌بست تکاملی؟

راهکار:

این احساس 'مردگی دل' در واقع یک زنگ خطر از سوی روان است که نشان می‌دهد سیستم پاداش مغز خاموش شده، نه شخصیت تو. مثل یک دست بی‌حس که باید علت آن را در عصب جستجو کرد، اینجا هم مشکل از ناتوانی در لذت بردن است، نه از بین رفتن تو.

و چه ذوق های در من کور شده🫴🏻️
4.5
غمگین فلسفی از دست دادن ذوق زندگی بی انگیزگی دل مردگی افسردگی خاموش
مغز برای «خواستن» و «لذت بردن» دو مسیر جدا دارد؛ د...

از دست دادن ذوق زندگی؛ وقتی دل‌مردگی می‌آید:

مغز برای «خواستن» و «لذت بردن» دو مسیر جدا دارد؛ دوپامین، سوختِ اشتیاق است نه سوختِ لذت. ذوق کور شده یعنی چراغِ پیش‌بینیِ پاداش خاموش است، نه چراغِ تجربه. به همین دلیل شاید هنوز از چایِ داغ لذت ببری، اما انگیزه‌ای برای درست کردنش نداشته باشی. در علوم اعصاب این را «آنهدونیا» می‌نامند: یک نقص فنی در سیستمِ انتظار، نه ضعف اراده. پس سؤال واقعی این است: چه چیزی این مسیر را به مرور بی‌نور کرده؟

راهکار:

این «کوری» را می‌شود طور دیگری دید: شوق‌ها نابود نشده‌اند؛ فقط از چیزهایی که دیگر با تو هم‌فرکانس نیستند، چشم پوشیده‌اند. شاید ذوقِ بعدی‌ات هنوز متولد نشده، نه اینکه کور شده باشد.

آدما میدونین چند بار میمیرن ؟؟
شاید بگین یه بار ولی واسه من خیلیا هنوز نمرده مردن 🗿🥀️
4.2
غمگین فلسفی مردن درونی دل مردگی مرگ احساس آدم های زنده ولی مرده
در علوم اعصاب به این حالت «مرگ اجتماعی» می‌گویند: ...

آدم‌هایی که زنده‌اند ولی مرده‌اند:

در علوم اعصاب به این حالت «مرگ اجتماعی» می‌گویند: وقتی طرد یا ضربه عاطفی شدید می‌خوری، همان مدارهای مغزی که درد فیزیکی را فعال می‌کنند روشن می‌شوند و مغز برای بقا، حس امید و همدلی را خاموش می‌کند. یعنی بعضی آدم‌ها واقعاً از نظر زیستی زنده‌اند، اما از نظر روان‌شناختی «مرده» شده‌اند. آیا این مرگ یک انتخاب ناخودآگاه است یا زخمی که درمان نشده؟

راهکار:

تعبیرت رو برعکس کن: شاید بعضی آدم‌ها واقعاً نمرده‌اند، فقط تو دیگه براشون زنده نیستی. گاهی مرگِ یه نفر، توی نگاه کسیه که دوستش داشته.

یه متن توی کتاب خوندم خیلی قشنگ بود؛ نوشته بود:
"ترس از عشق،ترس از زندگی است و آنهایی که از زندگی می‌ترسند ، قلبشان مرده است."️
1.0
فلسفی عاشقانه ترس از عشق ترس از زندگی دل مردگی عشق و زندگی
در روانشناسی به این «هراس از صمیمیت» می‌گویند؛ مغز...

ترس از عشق یعنی ترس از زندگی؛ نگاهی به جمله معروف کتاب:

در روانشناسی به این «هراس از صمیمیت» می‌گویند؛ مغز، طرد اجتماعی را مثل درد فیزیکی در همان ناحیه پردازش می‌کند. پس ترس از عشق فقط یک استعاره نیست، بلکه یک مکانیزم بقای قدیمی است. خبر خوب: نوروپلاستیسیته نشان می‌دهد مغز می‌تواند دوباره امنیت را در رابطه تجربه کند. سوال این است: آیا ما ترس را با احتیاط اشتباه می‌گیریم؟

راهکار:

شاید بشود این را هم از این متن برداشت کرد: ترس نشانهٔ زنده بودن قلب است؛ آن که می‌ترسد هنوز دارد زندگی را جدی می‌گیرد. مردن واقعی وقتی است که ترس را به جای عشق بنشینیم.