آدمهایی که زندهاند ولی مردهاند:
در علوم اعصاب به این حالت «مرگ اجتماعی» میگویند: وقتی طرد یا ضربه عاطفی شدید میخوری، همان مدارهای مغزی که درد فیزیکی را فعال میکنند روشن میشوند و مغز برای بقا، حس امید و همدلی را خاموش میکند. یعنی بعضی آدمها واقعاً از نظر زیستی زندهاند، اما از نظر روانشناختی «مرده» شدهاند. آیا این مرگ یک انتخاب ناخودآگاه است یا زخمی که درمان نشده؟
راهکار:
تعبیرت رو برعکس کن: شاید بعضی آدمها واقعاً نمردهاند، فقط تو دیگه براشون زنده نیستی. گاهی مرگِ یه نفر، توی نگاه کسیه که دوستش داشته.