خندهای که پشتش هزار حرف نگفته است:
در روانشناسی بالینی پدیدهای به نام «افسردگی خندان» وجود دارد؛ فرد در ظاهر میخندد، ولی سیستم عصبیاش در وضعیت کرختی هیجانی فرو رفته است. جالب اینجاست که اشک فقط محصول غم نیست؛ وقتی فشار هیجانی از آستانه تحمل عبور کند، مسیر پردازش هیجان در دستگاه لیمبیک مختل میشود و بدن به جای گریه، وارد حالت بیحسی میشود. به همین دلیل بعضی از عمیقترین غمها بیاشکترینشان هستند.
راهکار:
از منظر روانشناسی به این حالت «افسردگی خندان» میگویند؛ جایی که فرد نقش آدم سرحال را بازی میکند تا از بار عاطفی اطرافیان کم کند، اما همین نقاب زدن، خستگی درونی را عمیقتر میکند. شاید بتوانی این تصویر را اینطور ادامه بدهی: خندهای که خودش یک جور گریه بیصداست.