کارما و خوبی کردن: تجربه تلخ مهربانی:
یک حقیقت جالب از روانشناسی: وقتی به کسی خوبی میکنیم و او ناسپاسی میکند، مغز ما دچار 'ناهماهنگی شناختی' میشود. برای حل این تعارض، یا باور میکنیم که آن فرد لیاقت خوبی را نداشته، یا ارزش خوبی کردن را زیر سؤال میبریم. نتیجهاش همان جملهی آخر توست: ترجیح بد بودن. اما تحقیقات نشان داده که این انتخاب موقت است و ناخودآگاه ما همچنان به دنبال تعادل اخلاقی میگردد. سؤال: آیا واقعاً بد بودن راه حل است یا فقط واکنشی به زخم خوردن؟
راهکار:
این حس کاملاً طبیعی است، اما یک نکته ظریف روانشناختی: مهربانی را نباید به عنوان سرمایهگذاری ببینی. وقتی خوبی میکنی چون خودت خوبی، نه برای بازگشتش. اگر بازگشتی ندید، باز هم تو خوب ماندهای؛ بدی آنها مال خودشان است. شاید بهتر باشد مرزهای خوبی را بشناسی تا بعداً تلخ نشوی.