ولی دیر یا زود میفهمی که هیچکی برات من نمیشه هیچکی پیدا نمیشه که با بدیات کنار بیاد و چشاش فقط خوبیاتو ببینه... هیچکی پیدا نمیشه تو هرشرایطی بخاد پات بمونه اونموقع برای جفتمون دیره دیر برا من چون دیگه اون آدم سابق نیستم دیر برا تو چون دیگه نمیتونی داشته باشی منو اونموقع برا همه چی دیره برا برگشتن دیره برا اینکه یبار دیگه همو دوس داشته باشیم دیره ️
ميشود تنها شويم يک بوسه از چشمت کنم؟ حلقه ي پيوندمان را دزدکي دستت کنم؟ ميشود هر ثانيه نام مرا نجوا کني؟ من بگويم “جان” ولي با بقيه بدتا کني؟ ميشود آغوش تو منزلگه جانم شود!؟ چشم تو جانم بگيرد عشق مهمانم شود؟ ميشود مردم بدانند من چقد ديوانه ام؟ جز تو ديگر هيچ بينم با همه بيگانه ام.؟! آنقدر ديوانه ام تا هر که ميبيند مرا آه تلخي ميکشد با خنده ميپرسد چرا؟️
میدونی اوج خفگی کجاست؟ همونجایی که کلی حرف داری و به شدت ناراحتی و خیلی چیزا رو اعصابت میرن ولی سکوت میکنی و به اخرین درجه ی ناراحتی میرسی و ترجیح میدی که هیچی نگی فقط یه گوشه بشینی و ببینی چی میشه.️