عشق را ازباران باید آموخت وقتی دلتنگ می شود ، بغض می کند .. می بارد و کل جهان را زعشق خود خبر دار .... تا شاید خبر شعله ور عشقش که ب آسمان رسیده است رنگ خون گرفته و از ناراحتی غروب کرده باز آبی شود،
معرفت را از باران باید آموخت وقتی دلتنگ می شود ، بغض می کند.. توفان می کند… خشمش را به رعد و برف تبدیل می کند اما ناراحتیش که پایان یافت دلش را صاف می کند ، می آید می آید …
تحقیقات عصبشناسی نشون میده که طرد عاطفی دقیقاً هم...
عشق یک طرفه و اشک بیپاسخ:
تحقیقات عصبشناسی نشون میده که طرد عاطفی دقیقاً همون نواحی از مغز رو فعال میکنه که درد فیزیکی تحریک میکنه. یعنی این اشکها واقعاً یک درد واقعیاند، نه استعاره! سوال اینجاست: چرا بعضی جوابها در سکوت گم میشن؟
راهکار:
اگر این شعر رو سرودی، میتونی ادامهاش رو بهصورت دیالوگ بنویسی: طرف مقابل چی میخواست بگه که نتوانست؟