شایدم شاملو میدونست من چقدر تو دوست داشتن مظلومم که گفت:(من برای ان چیزی که از خود به تو بفهمانم جز چشم هایم چیزی ندارم.)داستان فراموشیه تو مثل داستان حل شدن قند توی لیوان چاییه ،قنده حل میشه،محو میشه اما مزه اون چایی واسه همیشه تغییر میکنه..️
گاهی مجبوری برای راحت کردن خیال دیگران ، خود را خوشحال نشان بدهی ولـــــی چه حیف که درونت غوغاست …🖤🕊️ ️
این دو نفر رو هیچوقت از یاد نبر، یکی اونی کھ بهش گفتی دوست دارم ، ازت فاصله گرفت و رفت یکی اونی کھ بهش گفتی برو ، بغضش ترکید گریه کرد و گفت: آخه دوستت دارم ...️