فک میکنی نمیدونم نگاه ت پیشم موند؟! نه اتفاقا هر دقیقه ای که نگام کردی رو یادمه:)عاشق این بودم صدا م کنی!] چیشد آخرش ؟! تو که میگفتی کسی حق نداره به کوچولو م نگا کنه..حالا شدم عروسک زیر دستشون که هر چی میخان بارم میکنن کجایی؟! سر غرورت ؟! یه غرور مسخره که سرش از دور تماشاگری؟! هعب:) دلتنگت هستم ولی بیام پیشت غرور عن ت دوباره رشد میکنه..️
آن شب .. شبی که نوبت آخرین آرزوی او رسیده بود آرزو کرد که بعد از رفتن شکوفه ی بهاریش عمرش را بالای ابری سفید بگذراند ! و از آن بالاها زندگی شکوفه ی بهاریش را تماشا کند و مراقب او باشد ...️