یک روز جامدادیاش را دزدیدم
و تمام خودکارهایش را بوسیدم.
میدانم صورت خوشی ندارد
ولی عصر خودمانیای بود، فقط من و خودکارها.
وقتی بابا آمد خانه ازم پرسید چرا لبهایم آبی شده،
میخواستم بگویم برای اینکه او آبی مینویسد.
همیشه آبی💙️
وقتی دلتنگ باشی هزاربارم از این شونه به اون شونه غلت بزنی، این شب صبح نمیشه!
️