عمر من غارت شد و... غارت گر از من دور شد... من صبوری کردمو... غارتگرم مغرور شد... در بهار زندگانی... احساس پیری میکنم... با همه آزادگی... فکر اسیری میکنم... پیری آن نیست که... بر سر بزند موی سپیده... هر جوانی که... دلش شوق ندارد... پیر است...!:)️
یه افسانه ایتالیایی هست که میگه : شاید عشق همون حسیه که قلب هاتونو با هم عوض میکنید بیقرار میشید و برای همینه که بدون هم حس بدی دارید، چون بدن میخواد که قلب اصلیش کنارش باشه. لطفا همیشه کنارم بمون، اخه تو قلب منو تو سینه داری.️