تو ماه را
بیشتر از همه دوست میداشتی
و حالا ماه هر شب
تو را به یاد من میآورد
میخواهم فراموشات کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجرهها پاک نمیشود!
2.4
غمگین عشق یک طرفه دلتنگی شب تو ماه را
بیشتر از همه دوست میداشتی
و حالا ماه هر شب
تو را به یاد من میآورد
میخواهم فراموشات کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجرهها پاک نمیشود!
حرف و دردِ دل تو جمعه ها
میشه بغض،
میشه تنهایی
میشه تا شب قدم زدن و
بازهم آروم نشدن
میشه دلتنگی عصرهاش
آخ که اگه پاییزم باشه و
بارون بباره
اونوقت اگه دستات نباشه
میشه شعرای من