من به تو فکر میکنم، در مورد تو صحبت میکنم، در مورد تو خواب میبینم و هر چیزی دیگری در زندگی من مربوط به تو است. وقتی به چشمانت نگاه میکنم، حس میکنم که آتش درون رگهایم را میسوزاند در حالیکه قلب من دائماً برای تو میتپد. بیان احساسم کار سختی است. خانواده و دوستانم اسمش را دیوانگی گذاشتهاند، اما من به آن عشق میگویم. ♥️️
گاهی فکر میکنم اگر روزی از یاد تو بروم، شاید شهر هنوز همان شهر باشد، خیابانها همان خیابانها… اما برای من جهان از جایی خاموش شد که دستهایت دیگر در دستهایم نبود.
آدمها میگویند زمان همهچیز را آرام میکند، اما زمان فقط یادم داد چطور با جای خالی تو زندگی کنم. :::