اون شــب ساعت 12 رو رد کرده بود و من اینگونه سراییدم:
هر که در دل جای گرفت یکسان نیست فرق تو در دل من پنهان نیست بگزار نگویم این شعر که گفتنش آسان نیست تو خود بنگر در دل من بنگر که چه شود هنگامه نام تو در ویرانه من پنهان نیست.️
ازش پرسیدم: دوست دارے روی قبرت چی بنویسن؟ کمے فکر کرد و گفت: " آن کس که تو را شناخت جان را چه کند؟ فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟ دیوانه کنے هر دو جهانش بخشے... دیوانهے تو هر دو جهان را چه کند؟!