دنیا آنقدر بزرگ است که جای همه هست، اما جای بعضیها همیشه خالی میماند️
دنیا آنقدر بزرگ است که جای همه هست، اما جای بعضیها همیشه خالی میماند️
3.9
😅𝘛𝘩𝘦 𝘸𝘰𝘳𝘭𝘥 𝘪𝘴 𝘴𝘰 𝘣𝘪𝘨 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘪𝘴 𝘳𝘰𝘰𝘮 𝘧𝘰𝘳 𝘦𝘷𝘦𝘳𝘺𝘰𝘯𝘦, 𝘣𝘶𝘵 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘪𝘴 𝘢𝘭𝘸𝘢𝘺𝘴 𝘳𝘰𝘰𝘮 𝘧𝘰𝘳 𝘴𝘰𝘮𝘦
مغز انسان برای هر فرد مهم یک شبکهٔ عصبی اختصاصی می...
جای خالی آدم ها زمانی معلوم میشود که کنارت نیستند😔💔️
4.2
غمگین تنهایی دلتنگی برای عزیزان جای خالی عزیزان احساس خالی بودن بدون کسی قدر آدمها را در غیاب میفهمیم یک واقعیت عصبشناختی جالب: وقتی کسی کنارمان نیست، ...
از آشتی با اندوهش بیزار بود؛
اما در نهایت مجبور شد اورا بجای تمام کسانی که نداشت، در آغوش گرفت . ️
اما در نهایت مجبور شد اورا بجای تمام کسانی که نداشت، در آغوش گرفت . ️
2.8
غمگین فلسفی جای خالی عزیزان پذیرش تنهایی آشتی با غم در آغوش گرفتن اندوه در روانشناسی، پدیده «پذیرش رادیکال» نشان میدهد که...
در ازدحام جمعیت، جای خالی تو را حس می کنم️
3.4
غمگین تنهایی حس تنهایی در جمع جای خالی عزیزان دلتنگ شدن ازدحام و تنهایی پدیدهای به نام «تنهایی در ازدحام» صرفاً استعاره نی...
مشابه ها
از آشتی با اندوهَش بیزار بود ؛
اما دَر نهایَت ، مَجبور می شُد او را به جایِ تَمامِ کَسانی که نَداشت ، دَر آغوش بِگیرَد .️
اما دَر نهایَت ، مَجبور می شُد او را به جایِ تَمامِ کَسانی که نَداشت ، دَر آغوش بِگیرَد .️
1.9
غمگین تنهایی در آغوش گرفتن غم جای خالی عزیزان پذیرش اندوه تنهایی و فقدان تحقیقات نوروساینس نشان میدهد مغز هنگام غم، همان م...
هی شکر میریزم و تلخ است جای خالیات ؛️
3.0
غمگین جدایی دلتنگی برای کسی جای خالی عزیزان شکر ریختن و تلخی تلخی فراق ...
من بغض فرو میخورم و جای تو خالیست
هرجا که دو تـا صندلی ســـاده ببینــم 🛋
[احسان افشارى]️
هرجا که دو تـا صندلی ســـاده ببینــم 🛋
[احسان افشارى]️
-
غمگین تنهایی دلتنگی برای عشق جای خالی عزیزان احساس تنهایی در جمع دیدن صندلی دوتایی و خاطره مغز ما پدیدهای به نام «اثر جای خالی» دارد: وقتی ا...
*من قاتل نیستم *
پارت نوزدهم:
وقتی از بیمارستان برگشتند، خانه دیگر همان خانه نبود. دیوارها همان بودند، در همان بود، فرش همان فرش بود، اما همهچیز انگار با خاکستر پوشیده شده بود. بوی نفس از تختِ مشترکشان رفته بود، اما غیبتش از همهچیز بیشتر حضور داشت. جای بالشِ او، جای کتابهایش، جای گیرهی موی کوچکی که همیشه گم میکرد و آخر سر از لای پتو پیدا میشد، همهچیز مثل یک شوخیِ تلخ به نظر میرسید️
پارت نوزدهم:
وقتی از بیمارستان برگشتند، خانه دیگر همان خانه نبود. دیوارها همان بودند، در همان بود، فرش همان فرش بود، اما همهچیز انگار با خاکستر پوشیده شده بود. بوی نفس از تختِ مشترکشان رفته بود، اما غیبتش از همهچیز بیشتر حضور داشت. جای بالشِ او، جای کتابهایش، جای گیرهی موی کوچکی که همیشه گم میکرد و آخر سر از لای پتو پیدا میشد، همهچیز مثل یک شوخیِ تلخ به نظر میرسید️
3.7
غمگین جدایی جای خالی عزیزان احساس غیبت عزیزان بازگشت از بیمارستان خانه بعد از فقدان مغز انسان وقتی با فقدان مواجه میشود، نورونهای آی...
خیلیها رفتند؛اما رفتن تو فرق داشت.💓❤️🩹️
1.6
جدایی تنهایی دلتنگ کسی بودن درد جدایی جای خالی عزیزان فرق رفتن عزیزان در علوم اعصاب، هر آدم مهم برای مغز یک «شبکه عصبی» ...