از بس که خدا عاشق نقاشی بود
هر فصل به روی بوم ، یک چیز کشید
یک بار ولی گمان کنم شاعر شد
یک گوشه ی دنج رفت و پاییز کشید...
تو خودت فصلی
میانگین چهار فصل
نفست بهار
تنت تابستان
موهایت پاییز
لبت زمستان
•صابر ابر
️چون فصل مهربانی است
اصلا آنقدر مهربان است که با مهر می آید
با باران می ماند
با آذر می رود
جنگل های قرمز و زرد و نارنجی
بارش باران های پی در پی، غرش ابرهای سیاه
همه ی اینها قافیه ای از یک غزل عاشقانه پاییز است که باید در کنار آتش با یک استکان چای همجوار او نوش جان کرد️
به شرطی که به اندازه تمام برگ هاي پاییز
برای یک دیگر آرزوی خوب داشته باشیم…️
داستان درخت تنومندی که،
پا به پای برگ هایش، خشک میشود…️
پاییز زیبا و عروس فصل هاست
برگ ریزان درخت و خواب ناز غنچه هاست
خش خش برگ و نسیم باد را بی انتهاست
هرچه خواهی آرزو کن
فصل فصل قصه هاست.....
موهایت را رها نکن
پائیز است
باد می آید …
بوی موهایت را با خود می برد
و برگ ها عاشق تر می شوند..🍂🧡
شبیه هوای پاییزی شدیم، حال خودمون خوب نیست ولی حال بقیه رو خوب بلدیم درست کنیم!
️پاییز را ساده منگر
پاییز
اتحاد جنون آمیز برگ است با نور
عاشقانه برگی ست که
هم رنگ خورشید شده است....
حال خودمون خوب نیست
ولی حال بقیه رو خوب بلدیم درست کنیم!️
آخرین حرفِ درخت نیست…️
بغلت بوی بهار و نم پاییز میدهد🍃🍀🌸
️یلدا می آیی...
و دانه های انار
با ورودت
از سر ذوق می ترکند ...️
•
تـو از فصل پاییز زیباتری
مـن از فصل پاییز تنهاترمـ😌🍁
مانند
پاییـــــــز می مـــانے
آدم نمےداند
چه بپوشـــد
وقت دیدنت:)
این پاییز بدون تو گذشت
زندگیام بی تو در گذر است
من رهگذر زندگیات بودهام
تقصیر تو نیست
خواستم اما نشد !
تو نخواستی !
بگذریم !
بعد از این ،
هزار روزِ پاییزی بی تو در انتظار من است…!
#رومینا_معین_زاده
|
️میان چارچوب امن آغوش مردانه ات میشود یک دل سیر پاییز را عاشقی کرد...❤
️داریـم میـریـم رو بـه خـزان،
بـا پـاهـاے خسـته و آرزو هـای از دست رفـته ...💔🙌
•
بد موقعی دیدمت
وسطِ پاییز
زیر باران!
اصلا محال بود
عاشقت نشوم...
پاییز
نبشِ قبرِ خاطره هاست..🍂🍁
┏(°ᴥ°)┓
𝗧𝗛𝗘 𝗔𝗨𝗧𝗨𝗠𝗡
ɪs ᴛʜᴇ ᴇxʜᴜᴍᴀᴛɪᴏɴ ᴏғ ᴛʜᴇ
ᴍᴇᴍᴏʀɪᴇs
پاییز
سرد و بی رحم نیست
فقط
جسارت زمستـان را ندارد
ذره ذره زرد می کند
اندک اندک جان می سِتاند
قطره قطره می گِریاند
پاییــــز سرد نیست
نامـــهربان است
درســت مانند “تو ”...
خش خش
صدای پای خزان است؛
یک نفر در را به روی حضرت پاییز باز کند!
ای گل شوخ که مغرور بهاران شده ای/خبرت نیست که در پی چه خزانی داری
️🍂چه شاعرانه است فریادشان زیر پاهایمان برگ هایی که روزی برای آرامش به سکوتشان پناه میبریم🍁
️گرمیِ دستان و آغوشِ تو را کم دارد
برای شروع دیوانگی...
️