چشمانت زاده عشقش نگاهت مانند دریا طوفانی ایست که مرا عرق خود کرده است بوی تنت مانند شرابیست که مرا مست خود کرده است دستانت مانند قفسه است که تن مرا در خود جای داده است تنت مانند خورشیدی ایست که تن مراگرم کرده است بوسه هایت مانند آتیشی ایست که تن من را شغله ور مکند لبخندت مانند شکوفه ایست که به بهار زینت میده اد موهایت مانند ابریشمی ایست که نرمی او مرا خواب کرده است شانه های استوار تو مانند قلمرو برای من است