کوچهها شاهدِ سیگار و خاطرات من هستند:
هیپوکامپ، همانجایی که خاطرهٔ فضاییِ کوچه را ذخیره میکند، با سیستم پاداش مغز در هم تنیده است؛ نیکوتین هم با آزادسازی دوپامین، یک «اثر زمینهای» میسازد: مغز تو کوچه را فقط یک مکان نمیبیند، بلکه آن را با حسِ همان لحظه قفل میکند. این یعنی سیگار نه فقط اعتیادآور است، بلکه «مکانها» را به بخشی از مدار اعتیاد تبدیل میکند. آیا کوچههای قدیمی، بدون دود، باز هم همان حس را دارند؟
راهکار:
کوچهها شاهدِ دود نبودند؛ شاهدِ سکوتی بودند که در هر پُک عمیقتر میشد. شاید «چیا»یی که همراه سیگار کشیدی، همان حرفهای نگفتهای بود که دودشان کردهای؛ حالا کوچه هنوز آن سکوت را به یاد دارد.