جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

تعلق نداشتن به هیچ‌جا

1 پست
متن های تعلق نداشتن به هیچ‌جا / بهترین متن تعلق نداشتن به هیچ‌جا [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب


حس هایی هستند که نام ندارند؛
نگران نیستی، اما آرام هم نیستی
غریب نیستی، اما اهل اینجا هم نیستی
نه دلت میخواد بمانی،
نه آرزوی رفتن داری،
دلت میخواهد جایی که هستی نباشی،
اما جای دیگری هم نباشی...️
-
فلسفی تنهایی احساس بی‌قراری حس غریبگی بی‌قراری بی‌دلیل تعلق نداشتن به هیچ‌جا
در مردم‌شناسی به این حالت «لیمینالیتی» می‌گویند: م...

بی‌قراری بی‌دلیل و حس تعلق نداشتن به هیچ‌جا:

در مردم‌شناسی به این حالت «لیمینالیتی» می‌گویند: مرحله‌ی میانی آیین‌های گذار، جایی که فرد دیگر نه در وضعیت قبلی است و نه در وضعیت بعدی. ویکتور ترنر این آستانه را «ضدساختار» می‌خواند چون همه‌ی قواعد معلق می‌شوند. نکته‌ی شگفت‌انگیز: مغز در همین ابهام، شبکه‌ی حالت پیش‌فرض را فعال‌تر از همیشه می‌کند و همین بی‌قراریِ بی‌جهت، بستری برای خلاقیت و خودآگاهی است. آیا می‌توان این معلق بودن را به جای تهدید، یک آزمایشگاه درونی دید؟

راهکار:

این حس همان «لیمینالیتی» است؛ فضای آستانه‌ای میان پایان یک چیز و شروع چیز دیگر. در فرهنگ‌های مختلف، آستانه را جای مقدسی می‌دانند: نه داخل خانه، نه بیرون؛ جایی که چشم‌ها بازتر و امکان‌ها نامشخص‌ترند. این بی‌جایی، خودش نوعی حرکت است.

مشابه ها