#پارت_2
#فاطمه مفتخر
باور اینکه لحظاتی پیش نماز میت برای عزیز کرده شان
خواندند غیر ممکن بود
یک نفر هم میان ان جمع ارام و قرار نداشت.
قامت هایشان خمیده بود و هوای دلشان مثل آسمان
پایتخت خاکستری بود.
بی تابی و ناآرامی از وجودشان تراوش می کرد.
اما یک نفر ...
یک نفر از لحظه ای که خبر را شنید تا به همین ثانیه
بی حس بود!
نگاهش رنگ یخ زدگی به خورد گرفته بود.
انگار روحش زیر بهمن ماند و از سرما مرد
🫧🫧️