شک در عشق: به اندازۀ یک قرن سکوت کردم:
روانشناسی به این میگوید «اثر زایگارنیک»: مغز انسان کارهای ناتمام را خیلی بیشتر از کارهای تمامشده به خاطر میسپارد. یک عشق بیپایان و مبهم، درست مثل یک معمای حلنشده، ذهن را برای سالها درگیر نگه میدارد و با هر بار مرور، ترکیبی از دوپامینِ امید و کورتیزولِ اضطراب ترشح میشود. بههمین دلیل «هیچوقت مطمئن نشدم» از یک «نه» قطعی سختتر فراموش میشود. سؤال: آیا خودِ این عدماطمینان، واضحترین پاسخ نبود؟
راهکار:
سکوت یک قرنی تو خودش یک پاسخ کامل است: در روابط ناسالم، تردید مداوم بازتاب بیثباتی طرف مقابل است. اگر مجبوری دائماً از خودت بپرسی «آیا مرا میخواست؟»، به احتمال زیاد نخواستنش را حس کردهای ولی نپذیرفتهای. تردید تو، آیینۀ تردید اوست.