چرا جوانی اینقدر درد دارد؟ بحران ربع زندگی:
در روانشناسی رشد، «بحران ربع زندگی» دقیقاً همینجاست: بین ۱۸ تا ۲۵ سالگی قشر پیشپیشانی مغز هنوز کامل نشده و همزمان فشار انتخاب هویت، شغل و استقلال به اوج میرسد. مغز برای بقا، ابهام را تهدید تلقی میکند؛ برای همین شوقِ بزرگ شدن به محض رسیدن، شبیه سوگِ از دست دادنِ کودکی میشود. در ادبیات فارسی هم «جوانی» همیشه با رنج گره خورده؛ از «جوانی کجایی که یادت بخیر» تا غزلهای حافظ دربارهٔ «دور جوانی». سؤال: چرا هیچ نسلی از جوانیاش راضی نبوده؟
راهکار:
این جمله را میشود از لنز «فاصلهٔ انتظار و واقعیت» دید: کودک درون، بزرگ شدن را با قدرت اشتباه میگیرد، اما جوان تازه متوجه میشود بزرگ شدن یعنی انتخابهای بیپایان زیر بار مسئولیت. «جوانی» بیشتر از آنکه یک سن باشد، یک سوگ است؛ سوگِ تصویری که از آینده ساخته بودیم. شاید برای همین است که در آلبومهای قدیمی، همه در جوانی لبخند میزنیم ولی در خاطرهها درد دارد.