جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

شعر عرفانی عاشقانه

3 پست
متن های شعر عرفانی عاشقانه / بهترین متن شعر عرفانی عاشقانه [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
دردا که در دیار شما درد یار نیست
آنجا که درد یار نباشد دیار نیست️
1.5
عاشقانه فلسفی درد یار غزل مولانا معنی درد یار شعر عرفانی عاشقانه
درد عشق و درد جسمانی در مغز ما از یک مسیر مشترک پر...

درد یار: چرا بی‌عشق، هیچ دیاری معنا ندارد؟:

درد عشق و درد جسمانی در مغز ما از یک مسیر مشترک پردازش می‌شوند: قشر کمربندی پیشین و اینسولا. به همین دلیل، غیاب یار واقعاً «درد» دارد و نه فقط یک استعاره. آیا بدون این درد، اصلاً می‌توان فهمید که زنده‌ایم؟

راهکار:

دقیقاً مانند کوهنوردی که درد عضلانی را نشانهٔ پیشرفت می‌داند، این درد هم نشانهٔ زنده بودن عشق در جان شماست. از این زاویه، درد نه یک فقدان، که قطب‌نمایی است که همیشه جهتِ یار را نشان می‌دهد.

ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی
مانند شیر با بندگان آمیختی
یا همچو یاران کرم با خاکدان آمیختی....

مولانا جان❤️️
3.0
عاشقانه شعر شعر عرفانی عاشقانه آفتاب و کهکشان در شعر وحدت وجود مولانا شعر مولانا آمیختگی
اخترشناسان می‌گویند کهکشان راه شیری و آندرومدا با ...

شعر مولانا: آمیختگی آفتاب و کهکشان، راز وحدت در عشق:

اخترشناسان می‌گویند کهکشان راه شیری و آندرومدا با سرعت ۴۰۰ هزار کیلومتر بر ساعت به سوی هم می‌آیند و حدود ۴.۵ میلیارد سال دیگر در رقصی با‌شکوه ادغام می‌شوند. ستاره‌ها و سیاره‌ها در هم می‌آمیزند بی‌آنکه برخوردی ویرانگر رخ دهد. آیا مولانا با «آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی» همین درهم‌تنیدگی کیهانی را قرن‌ها پیش حس کرده بود؟

راهکار:

تصور کن وقتی احساس پراکندگی یا تضاد درونی داری، در واقع ذره‌های وجودت در حال رقص و آمیختن با کلیت بزرگ‌تری هستند. مولانا می‌گوید حتی شیر و بنده، خاک و کرم هم در هم می‌آمیزند تا کلیتی یگانه و زیبا بسازند. این نگاه می‌تواند تضادهای روزمره را به فرصتی برای یکپارچگی تبدیل کند.

نصب برنامه اندروید تاوبیو
در این صحرای دل، تو آفتابی، من سرابم
وجودم بی‌تو، شرحِ این شَکَر، بی‌نیش و ناپیداست
چو سیمرغی، زِ سیمرغی سخن گفتن، عجب کاری است!
تویی آن گوهرِ نایاب، که در گنجینهٔ جانم
به گاهِ رفتنِ جان، در دلِ من، عشقِ تو پیدا است.
ش̸ا̸ع̸ر̸ک ̸ع̸ز̸ا̸ز̸ی̸ل z.y️
2.8
عاشقانه فلسفی شعر عرفانی عاشقانه معنی سیمرغ گوهر نایاب عشق سراب و آفتاب
سیمرغ در اساطیر ایرانی، موجودی فرازمینی است که پس ...

شعر عرفانی عاشقانه: سراب و آفتاب در توصیف عشق:

سیمرغ در اساطیر ایرانی، موجودی فرازمینی است که پس از سیصد سال دچار آتش‌سوختگی می‌شود و از خاکستر خود بازمی‌زاید. این نماد رستاخیز و جاودانگی در شعر شما ناخودآگاه به ارتباط با معشوقی اشاره دارد که هم‌زمان وجودی ناپیدا و جاودان دارد. جالب است بدانید که در زیست‌شناسی، برخی پرندگان مانند ققنوس افسانه‌ای در فرهنگ‌های دیگر با این اسطوره پیوند خورده‌اند. حال سوال اینجاست: آیا درون‌مایه شعر شما بیشتر به وصال اشاره دارد یا فراق جاودانه؟

راهکار:

بازنویسی این شعر به زبان ساده و توضیح نماد سیمرغ در عرفان ایرانی می‌تواند برای مخاطبان غیرمتخصص جذاب باشد. مثلاً سیمرغ در منطق‌الطیر عطار نماد حقیقت مطلق و خودشناسی است.

مشابه ها