در این صحرای دل، تو آفتابی، من سرابم
وجودم بیتو، شرحِ این شَکَر، بینیش و ناپیداست
چو سیمرغی، زِ سیمرغی سخن گفتن، عجب کاری است!
تویی آن گوهرِ نایاب، که در گنجینهٔ جانم
به گاهِ رفتنِ جان، در دلِ من، عشقِ تو پیدا است.
ش̸ا̸ع̸ر̸ک ̸ع̸ز̸ا̸ز̸ی̸ل z.y️
وجودم بیتو، شرحِ این شَکَر، بینیش و ناپیداست
چو سیمرغی، زِ سیمرغی سخن گفتن، عجب کاری است!
تویی آن گوهرِ نایاب، که در گنجینهٔ جانم
به گاهِ رفتنِ جان، در دلِ من، عشقِ تو پیدا است.
ش̸ا̸ع̸ر̸ک ̸ع̸ز̸ا̸ز̸ی̸ل z.y️
2.8
عاشقانه فلسفی شعر عرفانی عاشقانه معنی سیمرغ گوهر نایاب عشق سراب و آفتاب سیمرغ در اساطیر ایرانی، موجودی فرازمینی است که پس ...