جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

روابط انسانی پیچیده

3 پست
متن های روابط انسانی پیچیده / بهترین متن روابط انسانی پیچیده [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
پشت چشمای همه ی کسایی که میشناسی کسی هست که نمیشناسی!️
5.0
روانشناسی فلسفی روابط انسانی پیچیده ابعاد پنهان شخصیت ناشناخته‌های اطرافیان راز پشت چشمان دیگران
روانشناسی می‌گوید ما در روابط، اغلب «مدل‌های کاری ...

راز پشت چشمان هرکسی که می‌شناسی:

روانشناسی می‌گوید ما در روابط، اغلب «مدل‌های کاری درونی» خود را روی دیگران فرافکنی می‌کنیم و آنها را آنطور که می‌خواهیم ببینیم، نه آنطور که واقعاً هستند. این باعث می‌شود حتی نزدیک‌ترین افراد هم بخش‌های ناشناخته‌ای داشته باشند. شما بیشتر دوست دارید کدام لایه‌ی ناشناخته‌ی یک نفر را کشف کنید؟

راهکار:

برای «گشتن» این ابعاد پنهان، می‌توانید در مکالمات روزمره، به جای پرسش‌های کلیشه‌ای، سوالات غیرمنتظره و شخصی‌تر بپرسید؛ مثلاً «آخرین باری که واقعاً ترسیدی کی بود؟» یا «اگر یک ماه نامرئی بودی، چکار می‌کردی؟». این سوالات دروازه‌ای به آن بخش ناشناخته می‌شوند.

‌آدما صداقت دوس ندارن ، سیاست دوس دارن!️
3.0
روانشناسی فلسفی دوستی مصلحتی روابط انسانی پیچیده عدم صداقت در دوستی علاقه به سیاست در روابط
تحقیقات روانشناسی اجتماعی نشان می‌دهد انسان‌ها اغل...

سیاست‌بازی به جای صداقت در روابط:

تحقیقات روانشناسی اجتماعی نشان می‌دهد انسان‌ها اغلب «صداقت سخت» را با «تایید نرم» معامله می‌کنند. پدیده «ناهماهنگی شناختی» توضیح می‌دهد چرا پذیرش یک حقیقت ناخوشایند از طرف یک دوست، از یک دروغ آرامش‌بخش از دشمن دشوارتر است. جامعه‌ی شما بیشتر بر مدار اعتماد می‌چرخد یا مصلحت؟

راهکار:

این جمله یک «باور هسته‌ای» را نشان می‌دهد؛ باور عمیقی که بر تفسیر شما از روابط حاکم است. یک تمرین مفید: برای یک هفته، هر بار که این فکر به ذهنتان آمد، به دنبال یک نمونه نقضِ کوچک و مشخص در اطرافتان بگردید (مثلاً یک عمل صادقانه ساده). هدف قضاوت نیست، فقط جمع‌آوری داده است.

نصب برنامه اندروید تاوبیو
آבما وقتے از مونـבنت مطمئن بشن عوض میشن.🚯️
1.0
روانشناسی رفاقتی تغییر رفتار بعد از اطمینان از بین رفتن احترام در رابطه دوستی سمی روابط انسانی پیچیده
در روانشناسی اجتماعی، این پدیده گاهی با «نظریه واب...

وقتی مطمئن می‌شوند، عوض می‌شوند!:

در روانشناسی اجتماعی، این پدیده گاهی با «نظریه وابستگی متقابل» توضیح داده می‌شود: وقتی فرد احساس کند قدرت رابطه به نفع او تغییر کرده و طرف مقابل «گیر افتاده»، ممکن است انگیزه‌اش برای حفظ استانداردهای اولیه کم شود. آیا این یک آزمون ناخودآگاه برای سنجش حد و مرزهاست؟

راهکار:

این احساس اغلب ریشه در «نظریهٔ سرمایه‌گذاری» دارد: وقتی فردی احساس کند شما «سرمایه‌گذاری» عاطفی خود را انجام داده‌اید و دیگر جایگزینی ندارید، ممکن است تلاش خود را کاهش دهد. شاید مفید باشد مرزهای رفتاری را از ابتدا، بر اساس احترام متقابل و نه تنها بر پایهٔ اطمینان عاطفی، تعریف کنید.

مشابه ها