وقتی مطمئن میشوند، عوض میشوند!:
در روانشناسی اجتماعی، این پدیده گاهی با «نظریه وابستگی متقابل» توضیح داده میشود: وقتی فرد احساس کند قدرت رابطه به نفع او تغییر کرده و طرف مقابل «گیر افتاده»، ممکن است انگیزهاش برای حفظ استانداردهای اولیه کم شود. آیا این یک آزمون ناخودآگاه برای سنجش حد و مرزهاست؟
راهکار:
این احساس اغلب ریشه در «نظریهٔ سرمایهگذاری» دارد: وقتی فردی احساس کند شما «سرمایهگذاری» عاطفی خود را انجام دادهاید و دیگر جایگزینی ندارید، ممکن است تلاش خود را کاهش دهد. شاید مفید باشد مرزهای رفتاری را از ابتدا، بر اساس احترام متقابل و نه تنها بر پایهٔ اطمینان عاطفی، تعریف کنید.