درد اصلیِ آدمها نداشتن همدرد است:
پژوهشهای عصبشناسی نشان میدهد «دردِ ناشی از طرد و بیهمدردی» همان مدارهای درد فیزیکی در مغز را فعال میکند؛ یعنی تنهایی واقعاً میسوزد. در یک آزمایش معروف، خوردن استامینوفن بهطور معناداری شدت احساس رنجش و طردشدگی اجتماعی را کم کرد. پس همدرد فقط یک همراه عاطفی نیست؛ نوعی مُسکنِ تکاملی برای بقای ماست. آیا به همین دلیل است که ذهن ما تنهایی را خطرناکتر از درد جسمی تفسیر میکند؟
راهکار:
همدردی که میجویی، شاید در همین جملهای است که نوشتهای؛ چون نامیدنِ درد، آن را از رازِ مطلق به واقعیتی مشترک تبدیل میکند.