نقاش خوبی نبودم؛ اما انتظار را دیدنی کشیدم:
بدن ما در هنگام انتظار برای یک پاداش مثبت، اغلب دوپامین بیشتری نسبت به خودِ پاداش ترشح میکند—این یعنی لذتِ «چشمبهراه بودن» میتواند عمیقتر از خودِ لحظهٔ رسیدن باشد. در روانشناسی مثبتگرا، به این پدیده «سوگیری پیشبینی» میگویند: مغز با خیالپردازی دربارهٔ آنچه خواهد آمد، یک اثر هنری درونی خلق میکند. شاید علت اینکه گوینده میگوید «انتظار را دیدنی میکشم» دقیقاً همین جادوی شیمی عصبی باشد—جایی که غیاب، به ماندگارترین نقاشی حضور تبدیل میشود.
راهکار:
انتظار همیشه وجهی منفعل ندارد؛ میتوان آن را به بوم نقاشیای فعال تبدیل کرد. نگارنده در این متن، انتظار را نه یک خلأ، که یک آفرینش هنری میبیند. شاید بازتعریف «انتظار کشیدن» به «انتظار آفریدن» راهی باشد برای آنکه لحظههای نیامدن را با خلق معنا پر کنیم—درست مانند کشیدن یک تابلوی زنده از شوق.