جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

معنای بزرگسالی

1 پست
متن های معنای بزرگسالی / بهترین متن معنای بزرگسالی [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
شاید بزرگسالی یعنی همین؛
درست توی ناامید ترین حالت پاشی و زندگی کنی🤷🏻‍♀️️
-
فلسفی روانشناسی تاب آوری چیست زندگی با وجود غم معنای بزرگسالی ناامیدی و ادامه زندگی
بر اساس پژوهش‌های «درماندگی آموخته‌شده» سلیگمن، وق...

بزرگسالی یعنی بلند شدن در ناامیدی:

بر اساس پژوهش‌های «درماندگی آموخته‌شده» سلیگمن، وقتی مغز باور کند هیچ تلاشی اثر ندارد، حتی فرصت‌های واقعی را نادیده می‌گیرد. اما یک اقدام کوچکِ فیزیکی، مثل بلند شدن و شروع یک کار سه‌دقیقه‌ای، مدار دوپامین را فعال می‌کند و حسِ «عاملیت» را برمی‌گرداند؛ به همین دلیل در درمان افسردگی می‌گویند اول رفتار را تغییر بده، انگیزه بعداً می‌آید. سؤال این است: آخرین بار کی با وجود بی‌حوصلگی، یک کار کوچک انجام دادی و نتیجه‌اش را دیدی؟

راهکار:

می‌توانی این نگاه را قاب کنی که بزرگسالی یعنی «زندگی کردن با ناامیدی»، نه «جنگیدن با آن»؛ انگار زندگی یادت داده حتی با دلِ گرفته هم می‌شود جلو رفت.

مشابه ها