من به رفتن عادت نکردهام؛
به «نرسیدن» عادت کردهام.
برای همین
هر بار چیزی خوب پیش میرود،
تهِ ذهنم یک نفر
آرام وسایلش را جمع میکند؛
انگار خوشحالی
برای من مهمانِ یکشبیست
که صبح، کلید را پس میدهد
𖣂️
به «نرسیدن» عادت کردهام.
برای همین
هر بار چیزی خوب پیش میرود،
تهِ ذهنم یک نفر
آرام وسایلش را جمع میکند؛
انگار خوشحالی
برای من مهمانِ یکشبیست
که صبح، کلید را پس میدهد
𖣂️
4.3
غمگین شعر ترس از خوشحالی عادت به نرسیدن ترس از رها شدن خوشحالی گذرا روانشناسان به این حالت «شادهراسی» میگویند: مغز ب...