شعر غروب و دلتنگی؛ از جنس ماندن:
پارادوکس غروب: خورشید در واقع زیر افق رفته، اما نور بهدلیل پراکندگی رایلی و مسیر طولانیتر جو، آسمان را قرمز میکند؛ یعنی لحظهٔ «نبودن» خورشید، پررنگترین حضور نورش را میسازد. غروب نه پایان نور، بلکه تأخیر ادراکی آن است.
راهکار:
غروب یعنی نور با اصرار میماند؛ شاید این حس نه ترس از شب، بلکه اعتراض زیبای ماندن باشد. اگر همین خط را ادامه بدهی، میتواند شعری دربارهی مقاومت روشنایی شود، نه فقط دلتنگی.