جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

حسرت دریاچه

1 پست
متن های حسرت دریاچه / بهترین متن حسرت دریاچه [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
«یک چند در این دامگهِ خاکی،
من، کوچه‌ها را گشتم، شب را،
اما دریاچه را،
با دست‌های خالی، بدرود گفتم»

- خیام، سهراب، شاملو️
3.0
غمگین شعر دست‌های خالی شعر نو حسرت دریاچه کوچه‌های شب
مغز ما برای ناتمام‌ها بیشتر از تمام‌شده‌ها وزن قائ...

حسرت دریاچه: شعر مشترک خیام، سهراب و شاملو:

مغز ما برای ناتمام‌ها بیشتر از تمام‌شده‌ها وزن قائل است. این را «اثر زایگارنیک» می‌نامند: کارهای نیمه‌تمام ۹۰٪ بهتر از کارهای انجام‌شده در حافظه می‌مانند. دریاچه‌ای که بدرودش گفتی، به خاطر دست‌های خالی، تا ابد در ذهنت زنده‌تر از کوچه‌هایی ست که پیمودی. عملاً حسرت، چسب حافظه است. حالا پرسش تاو: آیا این خاصیت مغز، ما را زندانی گذشته می‌کند یا به جستجوی عمیق‌تر وامی‌دارد؟

راهکار:

دریاچه ای که بدرودش گفتی، شاید هرگز مقصد نبوده؛ دست‌های خالی تو ظرفیتی ست برای آبی که هنوز نیامده. نرسیدن، خود شکل دیگری از رسیدن است.

مشابه ها