حسرت یک لحظه بچگی بعد از بزرگ شدن:
حافظهی کودکی یک فیلم ضبطشده نیست؛ هر بار که به گذشته فکر میکنی، مغز آن خاطره را بازنویسی میکند. علوم اعصاب میگوید خاطرات احساسی با هر بار یادآوری تغییر میکنند تا با «حالِ» تو هماهنگ شوند. پس آن لحظهی بچگی که حسرتش را میخوری، احتمالاً هرگز دقیقاً همانطور که تصور میکنی نبوده؛ مغزت نسخهای آرمانی از آن ساخته است. آیا دلت برای واقعیت کودکی تنگ شده یا برای همان نسخهی رویایی؟
راهکار:
این حس آشناست؛ میشود آن را به یک تمرین کوچک تبدیل کرد: هر وقت دلت برای کودکی تنگ شد، همان حس بازیگوشی را همین حالا در یک کار ساده بیاور—مثلاً با یک دوست یک بازی احمقانه بکن یا سر یک لطیفه بلند بخند. بزرگ شدن یعنی همین آگاهی، نه از دست دادن چیزی.