شعر ماندهام خیره به راه: حس گیر کردن و حیرت:
در روانشناسیِ اعصاب، به این حالت «فلج واکنشی» میگوییم: وقتی مغز در برابر تهدید یا انتخاب، نه فرار را ممکن میبیند نه مقابله را، ساقه مغز فرمانِ «انجماد» صادر میکند؛ دقیقاً همان مداری که در شکارچیان طعمه را فلج میکند. در عرفان ایرانی نیز «حیرت» مقامی است میان عقل و جنون که سالک در آن زمینگیر میشود؛ مولانا میگفت: «حیرت آمد، مرکب فکرت بتاخت». جالب اینجاست که این بیحرکتی، خود میتواند مُسری باشد—خیره شدن به راه، تماشاگر را هم در خود متوقف میکند. حیرت شما انتخابی نیست، امضای بقای یک ذهن فوقالعاده حساس است.
راهکار:
این حس توقف، اگر از زاویهای دیگر دیده شود، همان 'سکون پیش از جهش' است؛ بسیاری از نوابغ در لحظات بهاصطلاح بیحرکتی، بزرگترین ایدههایشان را دریافتهاند. توقف اجباری گاهی فرصتی ناخواسته برای تماشای عمیق چیزی است که در شتاب از دستش میدهیم.