همه ما آدم بد داستان یک نفر دیگریم:
در روانشناسی اجتماعی «خطای بنیادین اسناد» یعنی رفتار خود را موقعیتی و رفتار دیگران را شخصیتی میبینیم. مغز هم برای حفظ انسجام «خود»، خاطرات را بازنویسی میکند؛ پس هرکس در روایت خویش قهرمان است و در روایت دیگری ضدقهرمان. «آدم بد داستان» بودن لزوماً بد بودن نیست؛ جایگاه روایت است. شما در داستان چه کسی ضدقهرماناید؟
راهکار:
این جمله را میتوان اینطور بازخوانی کرد: هر رابطه مثل فیلمی است که هر بازیگر از زاویه دوربین خودش میبیند؛ پس «آدم بد» بودن، جایگاه روایت است نه هویت ثابت. بهجای پرسیدن «کی آدم بد است؟» بپرس «هر روایت چه چیزی را حذف کرده؟»