دلتنگی در سکوت: حضور و غیاب عشق پس از رفتن:
مغز انسان در غیاب عزیزان، همان مدارهای عصبی را فعال میکند که در هنگام حضور فیزیکی فعال بودند - پدیدهای به نام «همحضوری عصبی». یعنی سکوت و بستن چشمها برای مغز شما، صدای واقعی و چهرهی بیرونی را نمیسازد؛ بلکه نورونهای آینهای درونتان همان تصویر را بازپخش میکنند. این نه توهم، که بقایای یک پیوند دوپامینرژیک است. تا کی حاضرید در مرز بین بودن و نبودن نفس بکشید؟
راهکار:
این متن تضاد حضور و غیاب را شاعرانه به تصویر کشیده. یک نگاه دیگر: گاهی غیاب، حضوری قویتر از بودن فیزیکی میسازد؛ مثل سایهای که فقط در نبود نور دیده میشود. شاید این «کشتن» همان زندگیای است که در خاطرات جریان دارد.