درد دل کندن از کسانی که حاضر بودی برایشان بمیری:
واقعیت جالب: در نوروساینس، قطع وابستگی عاطفی عمیق همان مدارهای مغزی را فعال میکند که ترک اعتیاد به کوکائین. وقتی از کسی که دوستش داری جدا میشوی، مغزتدوز اندورفین و دوپامین را پس میکشد و تو در «خلأ شیمیایی» غرق میشوی. اما نکتهی شگفتانگیز: همین مدارها با بازتعریف هویت شخصی (مثلاً «من دیگر برای کسی نمیمیرم، برای خودم زندگی میکنم») میتوانند دوباره سیمکشی شوند. به قولمثل قدیمیها: هر دری که بسته شود، دری دیگر باز میشود - اما مغزت واقعاً آن در جدید را با نورونهای تازه میسازد. کدام خاطره را حاضر نیستی رها کنی حتی به بهای سوختن دوباره?
راهکار:
این حس که از کسانی گذشتی که حاضر بودی جانت را برایشان بدهی، در واقع نشانهی قدرت پنهان توست. مغز انسان برای بقا، وابستگیهای عمیق را مثل یک اعتیاد پردازش میکند. گذشتن از آنها معادل سمزدایی عصبی است. شاید وقتش رسیده که این انرژی عظیم عاطفی را به سمت خودت برگردانی: همان کاری که برای آنها میکردی، حالا برای رویاهایت انجام بده.