تو بخشی از خاطراتم هستی، نه سرنوشتم؛ جملاتی از کتاب رهایی:
مغز ما خاطرات عاطفی را در آمیگدال ذخیره میکند، اما حافظه اپیزودیک در هیپوکامپ است. نکته جالب: با «بازنگاری شناختی» میتوانی همان خاطره را بهیاد بیاوری ولی واکنش آمیگدال را مهار کنی. یعنی تو میتوانی ردپای کسی را در مغزت داشته باشی، اما مسیر زندگیت را از زیر سلطه آن ردپا آزاد کنی. دقیقاً همان اتفاقی که در این جمله افتاده است: پذیرش حضور در خاطره، بدون دادن کلید سرنوشت.
راهکار:
از دیدگاه روانشناسی شناختی، هدف فراموشی، خاموش کردن بار هیجانی خاطره است نه پاک کردن آن. یک تمرین مؤثر: خاطره را روی برگهای بنویس و بالای آن «فصل تمامشده» بگذار، سپس آن را به عنوان داستانی که خواندخبسته شده، در کشوی خاطرات بایگانی کن تا فضای فصل جدید باز شود.