ترس از دوری و وعده دیدار در قیامت:
در روانشناسی، پدیدهای به نام «اثر محرومیت» وجود دارد: وقتی از چیزی دور میشویم، مغز دوپامین بیشتری برای آن ترشح میکند و اشتیاقمان را شدیدتر میکند. اما اگر دوری به عادت تبدیل شود، آن حساسیت از بین میرود و «نرمالیزه شدن فقدان» رخ میدهد. جالب اینجاست که شاعران کهن ایران همیشه «فراق» را مقدمه «وصال» میدانستند، نه پایان آن. آیا شما تا به حال تجربه کردهاید که دوری آنقدر کش بیاید که دیگر انتظار دیدار نداشته باشید؟
راهکار:
این بیت اشاره به یک پارادوکس داره: از یک طرف دوری عادت میشه، از طرف دیگه دیدار رو به قیامت موکول میکنه. میتونی این تضاد رو در یک رباعی جدید بسط بدی: 'چون عادت دوری شد، دگر وصل چه سود / گفتی که قیامت بینمت، آن هم زود'.