دلتنگی و انتظار بیپایان:
تحقیقات نشون داده مغز در فراق عشق، همان نواحی مرتبط با درد فیزیکی را فعال میکند. یعنی واقعاً «درد عشق» فقط یک استعاره نیست. پارادوکس جالب: هرچه بیشتر به معشوق فکر کنیم، دوپامین کمتر و کورتیزول بیشتر ترشح میشود. پس این انتظار خود یک نوع شکنجهی عصبی است. جامعهی ما از این مکانیزم برای خلق اشک و آه استفاده میکنه، اما آیا میشود با آگاهی از این فرایند، مسیر دیگری رفت؟
راهکار:
این حس آشناست: «میمیرم برای دیدنت اما نمیبینمت». شاید بهتر باشد به جای مردن در انتظار، لحظهای که نیستی را جور دیگری زندگی کنی. عشق گاهی سراب است، ولی تو که هستی.