تنهایی سکانس پایانی همه عاشقانههاست: تحلیل روانشناختی:
بر اساس پژوهشهای عصبشناسی، مغز هنگام عاشق شدن دوپامین و اکسیتوسین ترشح میکند که حس پیوند ایجاد میکند. پایان رابطه باعث «سندرم ترک شیمیایی» میشود—دقیقاً شبیه ترک مواد مخدر. جالب اینجاست که تنهایی پس از عشق، همان مسیر عصبی را فعال میکند که درد فیزیکی. به عبارتی، عاشقانهها یک «اعتیاد بیولوژیک» هستند و سکانس پایانیشان یک سمزدایی اجباری. سوال: آیا میتوان تنهایی را به جای درد، به عنوان فرصتی برای بازنویسی مدارهای عصبی دید؟
راهکار:
این جمله به یک حقیقت روانشناختی اشاره دارد: «نظریه دلبستگی» میگوید هر رابطه عاشقانه یک الگوی وابستگی ایجاد میکند که پس از پایان آن، احساس تنهایی تشدید میشود. برای عبور از این مرحله، تمرین «خودمراقبتی فعال» (مانند سرگرمیهای جدید یا مدیتیشن) میتواند مغز را بازسازی کند و تنهایی را به فرصتی برای رشد تبدیل نماید.